قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4585
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سنهء اربع و خمسين و سبعمائه هجرى [ موافق سال هفتصد و چهل و چهارم از رحلت خير البشر « 1 » ] در اين سال چون امير مبارز ، ابو اسحاق را صيد و زخم خوردهء خود مىدانست ، به عزيمت تسخير شيراز روان شد . شيخ ابو اسحاق مضطرب شده مولانا عضد الدين [ عبد الرحمن ] ايجى « 2 » را كه از اكابر فضلاست ، واسطهء صلح ساخت . مولانا نزد امير مبارز رفت و به حرمت بسيار با انعام فراوان به شيراز بازگشت ، اما مهم صلح به جايى نرسيد « 3 » . امير مبارز به نواحى شيراز آمده و شيخ ابو اسحاق چون طاقت مقاومت نداشت حصارى شد و مدتى مديد هر روز جنگ شد و جمعى كثير از طرفين به قتل آمدند . مجد الدين سربندى « 4 » از شهر بيرون آمده به امير مبارز پيوست و كوتوالى قلعهء سربند يافت و چون قلعه را محكم ديد ياغى شد و امير مبارز به پاى آن قلعه رفت و مجد الدين باز به شيراز گريخت . و قلعهء سربند را امير مبارز گرفته بسيارى از مردم آنجا به قتل رسانيد و جناب مبارزى باز به شيراز آمده محاصره نمود و بىحضور شد و با وجود بيمارى در كار قلعهگيرى تقصير نمىكرد . و امير مبارز صحت يافته شاه مظفر بيمار شد و درگذشت . عمر او بيست و شش سال و نه ماه بود « 5 » و شاه يحيح و شاه منصور و شاه على از فرزندان او بودند .
--> ( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الأكبر . ( 2 ) . وى مؤلّف كتاب « المواقف » در علم كلام و شرح مختصر الأصول ابن حاجب است . ( 3 ) . مطلع السعدين : « جناب مبارزى در جواب فرمود كه هشت نوبت نقض عهد نموده ، بر قول او اصلا اعتماد نيست . » ( 4 ) . ق : شرهندى ؛ م ، ش : سرهندى . ( 5 ) . طبق مستندات تاريخى ، تاريخ فوت شاه مظفر جمادى الآخر سال 754 هجرى است . با در نظر گرفتن تاريخ تولّد وى ( محرّم 725 ) طول عمر وى بيست و هشت سال و شش ماه است ، نه بيست و شش سال .